عروسکم، عیدت مبارک
سلام عروسک مامان؛
دیدم خیلی از مامان ها برا نینیشون مینویسن. منم همیشه دوست داشتم برات بنویسم حتی وقتی منتظرت نبودم اما خب، نمی شد که. می خواستم بزارم وقتی اومدی؛ دیدم نه!!!! دلم طاقت نمیاره. اینجا رو هم مدتیه اماده کردم ولی امروز که عید غدیره شروع کردم. عیدت مبارک عروسکم. امیدوارم دیگه عیدی نباشه که من و بابایی تنهایی شیرینیش رو بخوریم! عید سه نفره یه چیز دیگست (میای و میبینی)
امسال از خیلی لحاظ سخت بود. اواخر 89 حاج بابا (پدر مامانی) مریض شد و ما سال جدید رو وقتی تحویل کردیم که تازه حاج بابا بعد بیوبسی مرخص شده بود. یه سفره کوچولو انداختیم با سبزه و ماهی که شب قبل من و بابایی از میدان امام حسین گرفته بودیم. اولین سال تحویلی بود که ما شمال نبودیم و اولین سال تحویلی بود که برای مامانی بوی عید و تازگی نمیداد. با دیدن نگاه نگران حاج مامان و حال حاج بابا موج موج اضطراب و نگرانی میومد تو دل مامانی...
بعد هم که هر ماه حاج بابا میومد برای آزمایش و من و بابایی یا عموحسن با چه دلشوره ای جواب آزمایشش رو میگرفتیم. خدا برای کسی نیاره. (بماند که مامانی هنوز هم از یه روز فبل آزمایش حاج بابا تبخال میزنه به چه بزرگی) خدا رو شکر الان خیلی بهتره، عروسکم. ایشالا میای و این دو تا فرشته مهربون رو میبینی و تو هم از عشقشون بهره میبری.
گذشت و گذشت تا اینکه تیر ماه من و بابایی اومدیم خرمشهر. خیالم راحت بود که خاله جون تهرانه! اما شهریور عموحسن، خاله جون و وروجک کوچولو که الهی خاله فداش بشه، بار و بندیل رو جمع کردن؛ رفتن مالزی... حالا من و خاله هم غم غربت رو به دوش میکشیم هم غصه تنهایی حاج بابا و حاج مامان رو. امسال اولین عید قربان بود که پیششون نبودم. حالا هم که غدیره... میگذره عروسکم...همه ی این ها خیلی زود میگذره.
دیروز غروب که بابایی از سرکارش اومد دم موسسه دنبالم، یه جعبه شیرینی دستش بود و یه کارت خیلی خوشگل که به خاطرش مامانی کلی ذوق کرد. مامان عاشق کارت و نوشته و گل و همه مدل هدیه است. البته این کار بابایی یه مدل عذرخواهی پیش از موعد بود برای سرکار رفتن امروزش. (حلال زاده است. زنگ زد همین الان)
مامانی، الان درست پنج ماهه که من و باباجون آماده ایم که پذیرای یه جوجه ی ناز باشیم. (دقیقاً از وفتی خونه و زندگی رو جمع کردیم و اومدیم خرمشهر) هر ماه منتظرم که بیای. یه نشونی، علامتی... نوچ خبری نیست هنوز. وااای که چقدر ناز میکنی تو. از خدا میخوام مثل همیشه لطفش رو شامل حال من و بابایی کنه تا نوید اومدنت طعم گس غربت و دوری رو برامون شیرین و گوارا کنه. آمین


عروسکم، عیدت مبارک
